سلطان محمد ميرزا قاجار

334

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

ميانه ميانه بلوك معتبرى است . اطراف اين كوهستان دهات و آباديهاى خوب دارند . طايفهء شقاقى اكثر در اين بلوك مىنشينند . [ 220 آ ] جاى حاصلخيز پرمداخلى است . زمستانش بسيار سرد است . مله از ابهر كه گذشت تا تبريز همه‌جا شب‌گز كه بعضى مله « 22 » مىگويند هست . پايتخت شب‌گز در همين آبادى ميانه است . « 23 » از ميانه به اوجان يك شب فاصله مىرود . بعد از گذشتن از هموارى ميانه ، همه‌جا پست و بلند [ و ] دره ماهور هست ، تا به خود اوجان جلگه‌اى است از سلطانيه تنگتر ، داير مدارش كوه . در وسط مثل سلطانيه تل خاكى است ، بر روى آن تل حسب الامر خاقان مرحوم عمارت مختصرى ساخته‌اند كه حال بعضى از آنها خراب است . اطراف اين چمن دهات آباد زياد است ، رودخانه و چشمه‌هاى آب دارد . باغات هم در اين آباديها هست . هوايش سرد [ و ] مثل سلطانيه باد زياد ندارد . در دو ساعتى اوجان در دامنهء كوه چشمهء آب گرمى است ، وليعهد مرحوم در سر آن چشمه حمام‌گونه جايى ساخته‌اند . كبك در اين اطراف زياد است . [ 220 ب ] از اوجان به تبريز از اوجان الى تبريز چندان راهى نيست ، بعضى يكسر مىروند پاره [ اى ] شب را در باسمنج « 24 » كه ده آباد باصفاى بسيار خوبى است مىمانند . بيشتر از راه دره

--> - دختر ضبط كرده است و با بيان حكايات ، بناى آن را از اردشير مىداند . ( سياحتنامهء شاردن ، ج 3 ، ص 22 ) . ( 22 ) . اصل : ملسه . ( 23 ) . « مله جانورى است به قدر عدس و بلاى جان همه‌كس . هركس را كه بگزد به جان برسد . بعضى فورا جان مىسپارند » . ( دافع الغرور ، ص 88 ) . ( 24 ) . اصل : باسميج . در سفرنامهء شاردن و اسمش ضبط شده است . در حال حاضر باسمنج مىگويند كه جزو بخش بستان‌آباد شهرستان تبريز است .